الملا فتح الله الكاشاني
36
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قبض ارواح و استفساخ اعمال و ارسال عذاب از آسمان نازل ميشوند و گويند كه مراد آنست كه جميع ارزاق شما و آنچه به آن موعود شدهايد مقدر و مكتوبست بر لوح محفوظ كه در آسمان چهارمست پس بنده بايد كه غم روزى نخورد چه آن در جايى نهاده است كه لا ياكله السوس و لا تناله اللصوص نه آفت بر آن رسد نه دزد بر آن راه يابد از سفيان ثورى روايتست كه و اصل احدب بعد از تلاوت اين آيه گفته كه اين چه سفاهت و حماقت است كه آنچه خداى در آسمان چهارم نهاده است من آن را در زمين ميجويم پس بگوشهء منزوى شد و بعبادت مشغول گشت دو روز چيزى به او نرسيد روز سيم سلهء خرما ديد كه در پيش وى بنهادند و او را برادرى بود كه در توكل قرين وى بود نزد وى آمد و در روز سيم سلهء ديگر نزد وى حاضر كردند پس به اين طريق روزى به ايشان مىرسيد و ايشان به آن معيشت مىگذرانيدند و عبادت ميكردند تا بجوار رحمت الهى رسيدند حسن از رسول ( ص ) روايت كند كه قاتل اللَّه أقواما قسم لهم ربهم بنفسه فلم يصدقوه لعن كند خداى عز و جل بر جماعتى كه حق سبحانه بذات خود تقسيم روزى ايشان كرده ايشان تصديق آن نمىكنند و خود را بواسطهء آن در ورطات مهلكه مىاندازند و در طريق رنج و عنا رياضت ميكشند آن گه به جهت تاكيد قول مذكور ميفرمايد كه * ( فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * پس سوگند بپروردگار آسمان و زمين كه * ( إِنَّه ) * بدرستى كه امر مذكور از آيات و روزى موعود به * ( لَحَقٌّ ) * هر آينه درست و راست است * ( مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ) * در حالتى كه مانند آنست كه شما سخن مىگوئيد يعنى هم چنان كه شما هيچ شكى نداريد در سخن گفتن خود شكى نيست در حقية امور مذكوره بدانكه مثل در اينمقام منصوبست بر آنكه حال باشد از ضميرى كه مستكن است در لحق چنان كه به اين مفسر شد يا آنكه صفت مفعول مطلق محذوف باشد و تقدير اينكه لحق حقا مثل نطقكم و ميتواند بود كه صفت حق باشد و بجهة اضافهء آن بجمله مبنى بر فتح واقع شده باشد و مؤيد اينست قراءة حمزه و كسايى و ابو بكر چه ايشان برفع تلاوت نمودهاند و بر هر تقدير لفظ ما زايده است و چون ما تنطقون بدون توسيط انكم موجب تشبيه حق است بنطقى كه مصدر حق و باطل است از اينجهة ذكر انكم فرموده تا مفيد معنى مراد باشد و محتمل غير آن نباشد و بعضى گفتهاند كه ما توعدون كلامى مستانف است و خبر آن * ( فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * الخ يعنى آنچه به آن موعود شدهايد پس سوگند بآفريدگار آسمان و زمين كه حق است و صدق و نزد بعضى ضمير انه راجع برب است يا به قرآن و معنى اينكه به حق آسمان و زمين كه او سبحانه حق است در وحدانيت يا قرآن درست است و راست و هيچ شايبه در حقيت آن نيست و اصح آنست كه ضمير راجعست بهر يك از امور مذكوره كه آن آيات و رزق موعود به